ما هر کسی را طوری می کشیم؛

بعضی از آن ها را با گلوله

بعضی از آن ها را با حرف

و بعضی ها را با کارهایی که کرده ایم

و بعضی ها را با کارهایی که تا به امروز برای آن ها نکرده ایم!

🕴 داستایوفسکی


تا حالا شده کسی رو اذیت کرده باشین و الان بابتش خیلی شرمنده باشین؟ 

برای من که بارها پیش اومده. وقتی که داداشم ازدواج کرد من حدودا ۱۰_۱۱ سالم بود. برادر من از اون دسته داداش ها بود که همیشه هوای منو داشت، تا کوچک بودم برام قصه میگفت و شعر میخوند و بهم پول میداد. از خواب که بیدار میشد تا یک ساعت با همه بد اخلاق بود اما به روی من لبخند میزد. وقتی ازدواج کرد احساس کردم زن برادرم اومده که اونو از من بگیره. برای همین هم از سر بچگی خیلی اذیتش کردم. الان واقعا پشیمونم. زن داداشم واقعا ماهه و مثل یه خواهر دوستش دارم. شما چی؟ کسی رو اذیت کردین که الان پشیمون باشین؟


۲. یکی از خوراکی هایی که من عاشقشم نون پنیر گردوعه. 🍞🧀 حالا اگه یه چای شیرین ام تنگش باشه که دیگه محشر‌. اگه هر روز صبح هم نون پنیر گردو بخورم بازم ازش سیر نمیشم. ولی خب نون پنیر برای صبح و صبحانه مناسب نیست و بیشتر روزها خامه مربا یا کره مربا میخورم. الان ساعت هشت صبح روز جمعه من دلم میخواد یه شکم سیییییر نون پنیر گردو با چای شیرین بخورم. گردو نداریم😢 


۳.دیشب توی مهمونی دختر داییه شوهرم،برای بار اول بچه ی اون یکی دختردایی شوهرمو دیدم. یکسالشه. بین اون همه غریبه دست به دست میشد. من رو صندلی روبه روی مامانش نشسته بودم و دست آخر اومد دست من. خیلی بامزه بود نه میخندید نه گریه میکرد‌. احساس میکردم ترسیده. وقتی گرفتمش یکم باهاش حرف زدم واقعا هیچ عکس العملی نشون نمیداد تا اینکه شروع کردم باهاش بازی کنم و یواش یواش شروع کرد بخنده. همه جمع شده بودند دورمون که خنده شو ببینن. و من باز به خودم ایمان آوردم که رابطه ام با بچه ها خوبه😏خیلی حس خوشایندیه که یه بچه فقط با تو خوب باشه😊