۱.تا حالا خیلی از آدم ها بهم گفتن که خیلی پر انرژی، سرحال و شادابم. حتی از بلاگر های اینجا هم اینو بهم گفتن.. حقیقتش خودم اینطوری حس نمیکنم. ولی وقتی خوب فکر میکنم دلیل این طوری فکر کردن بقیه رو این میدونم که طبق سفارش ائمه من لبخند و رضایت و شادی هام توی صورتم پیداست و غم ها و نگرانی ها توی دلم پنهان شدن.


۲.یکی بیاد موتور منو روشَن کنه هفته ای دو بار ماسک بذارم به این پوست موست بیچاره

۳.چرا همه به من‌میگن نوع نوشتنت مخصوص به خودته؟ مگه من‌ چیجوری مینی ویسم(مینویسم) عاخه؟

۴.رفیق کی بشه فسقلیتو تو بغلم بگیرم با خیال راااااحت هزار تا بوس کنم رو دستای فسقلی تَرِش؟ و با خودت هزار هزار خاطره رو مرور کنم و بی دغدغه و نگرانی بخندیم با هم؟

۵.یِ اسم برای این وبلاگ بیچاره من‌ پیش نهاد(پیشنهاد) بدید باشد که رستگار شوم:|

۶.خونه یکی بودیم تیلیویزیون روشن بود. سالومه( >_< ) داشت برنامه سالی تاک اجرا میکرد( یع_نی من متنفرم از اجرای این ب_شر  :@  ) . به سایه سر میگم آدم نمیدونه حرفای اینا(ماهواره ای اا) باور کنه یا حرفای اونا(تلویزیون ایران). دوتاشون ملت رو خر فرض کردن؟

۸.یکی از کاربرد های خر در اصفهان تو شماره۶ مثال زده شد

۷.بیشتر از سالومه از مردمی بدم میاد که از هر چی فیلم میگیرن میفرستن برای برنامه های اون چنینی. جرات و شرف داری اون ماس ماسک رو فرو کن تو جیبت وایسا مملکتت رو درست کن مثل انسان رفتار کن. طرف فیلم فرستاده که مردم از توی زباله ها دنبال چیز میگردن. اگه واقعا ناراحتی دست تو جیب مبارک کن برو براش غذایی، گوشتی مرغی چه میدونم هر چی!!! بخر بیا بهش بده‌. هزار راه هم هست که او بنده خدا رو شرمنده نکنی. الحمدالله ما ایرانی ها که ید طولایی داریم تو مبحث نذری و ...

۹.اول شماره ۸ رو نوشتم بعد شماره ۷. درواقع رگ شیراز یم عود کرد حال نداشتم متن ها رو کات پیست کنم:|

۱۰.اونایی کا پست ها رو میخونن کامنت نمیذارن، همونایی اند که خیرات و نذری میگیرن صلواتشو نمیفرستند 😐