در حالی که پریشب شنیدم قراره بریم سفر، در حالی که تمام دیروز بیرون از خونه بودم و شب با سردرد و حالت تهوع افتضاحی رسیدم خونه و تمام روز هیچی نخوردم، در حالی که توی خونه بمب انداختن، در حالی که صبح بیدار شدم و میخواستم با فرستادن ستاره کوچولو به مهد به جمع کردن ساک و غیره بپردازم؛ در حالی که صبحانه نخوردم، الان توی مهد نشستم 😭😭😭


خدایا کمک. 

😂😂😂